علي محمد ميرجليلى
191
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
از همين جاست كه در علم معانى و بيان ، بر شناخت « مقتضاى حال » تأكيد شده است . گاهى شخصيت شنونده يا شرايط موجود در هنگام سخن گفتن ، متكلم را تحت تأثير قرار مىدهد و معناى خاصى را از سخن خود اراده مىكند . به عنوان نمونه گاهى با يك جمله استفهاميه برخورد مىكنيم . شناخت اين مطلب كه آيا مراد گوينده استفهام حقيقى بوده است ، يا توبيخ و سرزنش ، يا استهزاء و ريشخند ، يا اقرار گرفتن از طرف مقابل ، بستگى به چگونگى بيان آن و قرائن و شواهد ديگر دارد . نمونه ديگر فعل امر است . امر گاهى به معناى فرمان ( وجوب ) و گاهى اباحه ، تهديد ، اثبات ناتوانى طرف و . . . استعمال مىشود . حال اگر در جملهاى با يك امر مصادف شديم به كدام معنا خواهد بود ؟ اين مطلب را مىتوان از شناخت قرائن و شواهد موجود در عصر تكلم به دست آورد . مفسران قرآن به اين نكته توجه كامل دارند و لذا در تفسير آيات به شأن نزول آن توجه مىكنند و در اين زمينه كتابهاى جداگانهاى نوشته شده است . « 1 » حتى برخى شناخت تفسير آيه را بدون شناخت شأن نزول ممكن نمىدانند . « 2 » دانشمندان علوم قرآنى فوايدى را براى شناخت اسباب النزول مطرح كردهاند ؛ از جمله : شناخت حكمت اصلى و اساسى نزول آيه و فلسفهء تشريع احكام ، درك
--> ( 1 ) . از جمله ، على بن مدينى ( على بن عبداللّه بن جعفر السعدى م 234 ق . ) ، على بن احمد واحدى نيشابورى ( م 468 ق . ) ، شيخ الاسلام احمد بن حجر عسقلانى ( م 852 ق . ) ، جلالالدين سيوطى ( م 911 ق . ) . « اسباب النزول » واحدى نيشابورى و « العجاب فى بيان الاسباب » از ابن حجر عسقلانى و « لباب النقول » از سيوطى به چاپ رسيده است . همچنين در فارسى « شأن نزول آيات قرآن » از صدر الدين محلاتى شيرازى و « اسباب النزول » از دكتر سيد محمّد باقر حجتى و « نمونه بينات در شأن نزول آيات » از محمّد باقر محقق به طبع رسيده است . ( 2 ) . الاتقان فى علوم القرآن ، ج 1 ، ص 108 .